
بهترین فروشندگان جهان : موفق باشی | فروشندگی، شغل مهم و تاثیرگذاری در دنیای امروز است. بسیاری از بزرگترین و معتبرترین شرکتهای دنیا، به واسطهی فروشندههای بزرگی که در استخدام خود داشتند، به جایگاهشان دست پیدا کردهاند. یک فروشنده بزرگ میتواند نقش موثری در موفقیت شرکت متبوعش داشته باشد.
در ادامه، با ما همراه باشید تا ۱۰ فروشنده بزرگ تاریخ را بیشتر بشناسیم.
بهترین فروشندگان جهان
جان اچ. پترسون [John H. Patterson]: موسس و مدیرعامل شرکت ملی ثبت مالی (NCR)، که به وسواس و سختگیری در بازرسی معروف بود. او همچنین به عنوان پدر آموزش فروش نوین شناخته میشود. او در میان نخستین کارآفرینانی است که برنامههای آموزش فروش را سازمان دهی کرد. شرکت او متصدیان فروش را همراه با قراردادی استخدام کرده و آنها را ترغیب میکرد تا چرخهی فروش را به صورت فرآیندی ۴ مرحلهای مدنظر قرار دهند. این مراحل عبارتاند از مراجعهی ابتدایی، پیشنهاد، توضیحات محصول و بستن معامله؛ که از این ۴ مرحله به عنوان نقاط عطف در فروش یاد شده است.
دیوید اگیلوی [David Ogilvy]: مدیر اجرایی افسانهای در زمینهی تبلیغات، که کمپینی نمادین و معروف برای شرکتهای هاتاوی(Hathaway)، داو(Dove)، شووپز(Schweppes) و رولزرویس(Rolls-Royce) به وجود آوردهاست. او کار خود را با فروش اجاقهای پخت و پز آغاز کرد؛ به گونهای که برای فروش آنها به خانههای مختلف سر میزد. او آنقدر موفق بود که شرکتی که برایش کار میکرد از او خواست تا دستورالعمل راهنمایی بنویسد و در میان دیگر اعضای بخش فروش توزیع کند. او به واسطهی نظرات بیبدیلش در عرصهی فروش و تبلیغات، به اسطورهای کلاسیک بدل شد. او در جایی میگوید: «بدترین اشتباهی که یک فروشنده میتواند مرتکب شود این است که خستهکننده باشد. از هر گونه تلاشی برای صحبت کردن در مورد چیزهای دیگر استقبال کنید، چرا که هر قدر که بیشتر بمانید، چشمانداز بهتری به دست میآورید و بیشتر مورد اعتماد قرار خواهید گرفت».
دیل کارنگی [Dale Caegie]: کارنگی پسر کشاورزی فقیر در میزوری بود. او کار خود را با فروش محصولات و مکاتبات به دامداران آغاز کرد. او در نهایت به شهر نیویورک رفت؛ جایی که مجموعهای از کلاسهای عمومی سخنرانی را آغاز کرد که مملو از فروشندگان در حال رشد بود. کتاب شاخص او با نام چگونه میتوان دوست یافت و در مردم نفوذ کرد، به خوانندگان میآموزد که چگونه ارتباط موثرتری برقرار کنند و روی پرورش تیمی سالم و پرانرژی تمرکز کنند. کارنگی در ترغیب پیروانش به ایجاد تعادل بین کار و زندگی، جلوتر از زمان خودش بود.
جو جیراد [Joe Girard]: این مرد اهل دیترویت، برای خودش نامی با عنوان بزرگترین فروشندهی ماشین بعد از دوران جنگ، دست و پا کرد. هنگامی که او پسری جوان بود، حق عضویت روزنامهی دیترویت فری پرس را به صورت خانه به خانه میفروخت. او به این نکته پی برد که فروشهای او از قانون میانگینها پیروی میکند؛ بنابراین هر قدر که او زنگ خانههای بیشتری را میزد، پول بیشتری به دست میآورد. او پیروی از این فلسفه را ادامه داد تا زمانی که مجوز فروش اجناسی گرانقیمت را به دست آورد. او در طول یک دورهی ۱۵ ساله که از سال ۱۹۶۳ شروع شد، بیش از ۱۳,۰۰۰ خودروی شورولت را در یک نمایندگی محلی، به فروش رساند. در یک نگاه کلی میتوان گفت که او در هر روز کاری، ۱۸ ماشین فروخته است.
اریکا فایدنر [Erica Feidner]: این فروشندهی افسانهای پیانو، علیرغم چرخهی طولانی فروش و سود اندکی که به واسطهی خریدهای مکرر به دست میآید، توانست با فروش پیانو های استاینوی(Steinways)، بیش از ۴۰ میلیون دلار را پیش از بازنشستگیاش در سالهای اخیر به دست آورد. جیمز بی.استیوارت، روزنامهنگار و یکی از مشتریان فایدنر، در سال ۱۹۹۹ در نیویورکر در مورد فایدنر این چنین نوشت: «برای مشتریان فایدنر غیرعادی نیست که او را به عنوان نیرویی طبیعی توصیف کنند. نه به این خاطر که او مشتریان را تحت فشار قرار میدهد؛ به این خاطر که بسیاری از آنها بعد از ملاقات با او، خود را در بند جاهطلبانهی موسیقی میبینند، و هرگز تصور نمیکردند که چنین شوقی را سر داشته باشند. این شوق اغلب به خرید پیانویی خاص منجر میشود که مشتریان احساس میکنند که دیگر بدون آن نمیتوانند زندگی کنند؛ هرچند اگر این خریدشان، هم اتاق نشیمن و هم حساب بانکی آنها را به دردسر بیندازد».
ران پوپیل [Ron Popeil]: بنیانگذار شرکت رانکو (Ronco) که در زمینهی فروش لوازم مصرفی و سایر محصولات از طریق آگهیهای بلند تبلیغاتی پیشگام بود. شوق او در این زمینه، موجب ایجاد بازاری برای محصولاتی چون افشانهی طعمدهندهی جامد، میکروفونی با نام «مستر میکروفون» و جوجهگردان دارای زمانسنج شد. او در مصاحبهای با مجلهی Inc، در سال ۲۰۰۹ گفت: «اگر من محصولی را خلق کنم، میتوانم بهتر از هر کسی در این سیاره، برایش بازاریابی کنم. من به این توانایی اطمینان دارم و به آن عشق میورزم. مردم هم این را میبینند و میدانند که حقیقت دارد».
لری الیسون [Larry Ellison]: وی پادشاه شرکتی ستیزهجو است که در زمینهی فروش فناوریهای نرمافزاری و سختافزاری فعالیت میکند. به نظر میرسد الیسون یکی از آنهایی است که ترجیح میدهد بترسد تا اینکه عاشق شود! شرکت اوراکل (Oracle Corporation) که الیسون آن را پایهگذاری کرد، شرکتی در زمینهی پایگاهداده است. این شرکت در طول سالهای متمادی مورد انتقاد دیگران بودهاست؛ زیرا این شرکت برای بر عهده گرفتن کار جدید، پیشنهادهایی با تخفیف بیش از حد میدهد که با هزینههای غیرمنتظرهای برای پوشش سرویسهای اضافی همراه است. اعتبار (یا تقصیر) این کار بر گردن خود الیسون است که موجب ایجاد فرهنگی شده است که به هر قیمتی مایل به پیروزی در گرفتن کار جدید است. همچنین او به زنگ زدن شبانه و دیروقت و تماس با مدیران فروش در هنگام تعطیلات، برای پرسیدن سوالات رک و زننده دربارهی معاملات متوقف شده یا از دسترفته معروف است.
زیگ زیگلاز [Zig Ziglar]: وی یکی از سخنرانان انگیزشی در زمینهی رهبری در سالهای اخیر است. او به اندازهی دیگر کارشناسان در زمینهی فروش تلاش کرده تا به واژهی مدرن فروش، شکل بدهد. به خصوص که او سایر فروشندهها را به یادگیری و آموزش در تمام طول عمر ترغیب میکند. همچنین او توصیه میکند برای به اوج رساندن سطح انگیزه، باید به صورت مداوم موفقیت را تصویرسازی کرد.
ناپولین برگان [Napoleon Barragan]: وی، موسس شرکتی است که در زمینهی فروش تشک فعالیت میکند. او از هوش بالای خود در جهت استفاده از فناوری، برای ایجاد شبکههایی جدید در زمینهی فروش تشکهای شرکتش استفاد کرد. او یکی از اولین و موفقترین کسانی بود که شمارهی تلفن ۱۸۰۰ را در اختیار گرفت و به درستی پیشبینی کرد که مشتریان مایلاند که بدون دیدن تشک، آنها را در خانه تحویل بگیرند. خیلی زود بعد از پیدایش تجارت الکترونیک، او دامنهی Mattress.com را به ثبت رساند و به فروش آنلاین قابل توجهی دست یافت؛ آن هم در زمانی که کمتر خردهفروشی به فکر استفاده از وب میافتاد. اما حقیقتی جالب دربارهی این مرد اکوادوریتبار وجود دارد که جالب است بدانید: اولین کار او در دههی ۱۹۵۰ در کلمبیا، فروش آبجو و نوشابه باالاغ بود!
مسایل جنسی...ما را در سایت مسایل جنسی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
بازدید: 253